یک جمله زیبا از طرف خدا:

قبل از خواب دیگران را ببخش تا قبل از اینکه از خواب بیدار شوی تو را ببخشم

خوشبخت

 

آدمی اگر بخواهد خوشبخت باشد، به زودی موفق میگردد، ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشکل است ، زیرا او دیگران را خوشبخت تر از آنچه هست تصور می کند.

خدایـــــــــــــا ....

خدایـــــــــــــا ....
اگه یه روز فراموش کردم خدای ِ بزرگـــــــــــــی دارم ؛
تو فرامـــــــــــــوش نکن که بنده کوچیکـــــــــــــی داری !
با نوازشی و یا شاید تلنگری آرام وجودت را ،
همراهیت را ؛
مهربانی و بزرگی ات را برایم یاداوری کن ... !!

تقدیم به بابای گلم

راحت نوشتیم بابا نان داد
بی آنکه بدانیم بابا چه سخت برای نان همه جوانیش را داد.

                   پیشاپیش روز اسطوره های زندگیمون مبارک

(درصورت عدم نمایش راست کلیک کنید و show picture یا Reload image را بزنید)



(درصورت عدم نمایش راست کلیک کنید و show picture یا Reload image را بزنید)


(درصورت عدم نمایش راست کلیک کنید و show picture یا Reload image را بزنید)(درصورت عدم نمایش راست کلیک کنید و show picture یا Reload image را بزنید)(درصورت عدم نمایش راست کلیک کنید و show picture یا Reload image را بزنید)

دوستان عزیز حتما این متن رو بخونید

توی قصابی بودم که یه خانم پیر اومد تو مغازه و یه گوشه ایستاد...

یه آقای جوان خوش تیپی هم اومد تو گفت: آقا ابراهیم قربون دستت پنج کیلو فیله گوساله بکش عجله دارم...

آقای قصاب شروع کرد به بریدن فیله و جدا کردن اضافه‌هاش...
همینجور که داشت کارشو انجام میداد رو به پیرزن کرد گفت: شما چی میخواین مادر جان؟

پیرزن اومد جلو یک پونصد تومنی مچاله گذاشت تو ترازو گفت: لطفا" به اندازه همین پول گوشت بدین آقا...

قصاب یه نگاهی به پونصد تومنی کرد و گفت: پونصد تومان! این فقط آشغال گوشت میشه مادر جان...

پیرزن یه فکری کرد و گفت: بده مادر... اشکالی نداره... ممنون...

قصاب آشغال گوشت‌های اون آقا رو کند و گذاشت برای اون خانم...

اون آقای جوان که فیله سفارش داده بود همین جور که با موبایلش بازی میکرد رو به خانم پیر کرد و گفت: مادر جان اینارو واسه سگتون می‌خواین؟

خانم پیر رنگش پرید و سرخ و سفید شد و با صدای لرزان نگاهی به اون آقا کرد و گفت: سگ؟!!!

آقای جوان گفت: بله... آخه سگ من این فیله‌ها رو هم با ناز میخوره... سگ شما چجوری اینا رو میخوره؟!!

خانم پیر با بغض و خجالت گفت: میخوره دیگه مادر... شکم گرسنه سنگم میخوره...

آقای جوان گفت: نژادش چیه مادر؟

خانم پیر گفت: بهش میگن توله سگ دو پا... اینا رو برای بچه‌هام میخوام اّبگوشت بار بذارم خیلی وقته گوشت نخوردن!

با شنیدن این جمله اون جوون رنگش عوض شد... یه تیکه از گوشت های فیله رو برداشت گذاشت رو آشغال گوشت های اون خانم پیر...

خانم پیر بهش گفت: شما مگه اینارو برای سگتون نگرفته بودین؟

جوون گفت: چرا مادر...

خانم پیر گفت: بچه های من غذای سگ نمیخورن مادر...
بعد گوشت فیله رو گذاشت اون طرف و آشغال گوشت هاش رو برداشت و رفت............

 

دلم...

دلم یک غریبه می خواهد
بیاید بنشیند فقط سکوت کند
و من هـی حرف بزنم و بزنم و بزنم
تا کمی کم شود این همه بار ...
بعد بلند شود و برود نه نصیحتی نه..... انگار نه انگار ...!

مادرم روزت مبارک

آدمها ... :
... وقتی کودکند می خواهند برای مادرشان هدیه بخرند ولی پول ندارند.
... وقتی که بزرگتر می شوند ، پول دارند ، ولی وقتِ هدیه خریدن ندارند.
... وقتی که پیر می شوند ، پول دارند ؛ وقت هم دارند ،ولی مادر ندارند!
از مرگ نمی ترسم؛
من فقط نگرانم...!
که در شلوغی آن دنیا
مادرم را پیدا نکنم ...
مادر دوستت دارم ♥ ♥ ♥

مادر...

گفتم مادر! گفت: جانم
گفتم درد دارم! گفت: بجانم
گفتم خسته ام! گفت: پریشانم
گفتم گرسنه ام! گفت : بخور نانم
گفتم کجا بخوابم! گفت: روی چشمانم
...اما یک بار نگفتم
مادر من خوبم
شادم
همیشه از درد گفتم
واز رنج.....!
فدای همه ی شما مادران خوب و دوست داشتنی ."نفس"
پیشاپیش روز زن (مادر) را به همه زنان و مادران تبریک میگم.

یکی قشنگی پنجره را می بیند

یکی کثیفی پنجره را

همیشه قشنگ ببین حتی

از پشت پنجره کثیف !!!

وقتی 2 عاشق از هم جدا میشن
دیگه نمیتونن مثل قبل دوست باشن
چون به قلب همدیگه زخم زدن
نمیتونن دشمن همدیگه باشن
چون زمانی عاشق بودن
تنها میتونن آشنا ترین غریبه برای همدیگه باشن ...!!!