این پست مخصوص بهترین دوستامه ، میدونم ی کم دیر شده اما ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است.

دوستای بامعرفت و مهربون و گلم که خاطرات زیاد و قشنگی ازشون دارم، دوستایی که از جون و دلم دوستشون دارم و خدا رو سپاس می گذارم که چنین گلهایی رو تو باغچه دلم کاشته...

دوست دارم اسمشون رو اینجا ببرم چون این کلبه کوچیک جایی که می تونم حرفای دلمو بزنم ...

مهربون هایی مثل:هانیه عزیزم، الهه عزیزم،فرشته عزیزم، رویا عزیزم  و پریسا عزیزم و...

مهربان های دل  کوچک من

روزی روزگاری  ،شما

از دریاچه خواب های پولکی سنجاقک ها

روی دفتر سفید سیاه مشق  من چکیدید

مرا دانه دانه

به آتش فانوس ها

گره زدید

برای دیدن لحظه ای تبسمتان

ترانه وار دست به آسمان می برم،

 ستاره وار برایتان آواز  می خوانم

و از انبوه  خاکستر های سرد

پلی از هق  هق و بوسه،

به قلب ماه   می زنم...

خدایا هیچ وقت تنهاشون نذار و همیشه سلامت و شاد و خوشبخت باشند ...